اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
96
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
نباشد و رسوب بايد كه سفيد و هموار باشد . و از پس نضج ، ايمني از خطر بيمارى به اندازه اثر نضج بود . هرگاه كه اثر نضج تمام پديد آيد ، بيمار از خطر بيمارى [ در نسخه " كا " : بتمامي ] بيرون آيد . و درازي و كوتاهي بيمارى به اندازه زودي و ديري نضج بود و نشانهاي نضج ناقص . و نضج تمام آنست كه مثلا اندر ميان بيمارى " سر " چون " سرسام " و " زكام " و رطوبتى رقيق و تيز و سوزنده پالودن 5 گيرد ، نشان آغاز نضج باشد ، و اگر بر آن بماند نضج ناقص است ، و اگر قوام آن معتدل شود و رنگ آن سفيد و زردفام شود ، نضج تمام باشد . و همچنين اندر درد چشم ، اشك رقيق و گرم ، نشان آغاز نضج است ، و اگر معتدل نشود 6 نضج ناقص باشد ، و اگر به اندكى باز آيد و معتدل شود و رمص 7 كند ، نضج تمام باشد . و اندر بيمارى سينه همچنين و اندر " ذات الجنب " ، " نفث " 8 رقيق ، نشان نضج تمام باشد ، و اندر " دليل " نشان نضج ناقص و تمام از سه وجه بايد جست . اما نشان خامي آنست كه هرچند بول سفيد تر و رقيق تر باشد از نضج دور تر بود . و نشان نضج : يكى آنست كه از پس سپيدي ، زرد شود يا از پس رقيق 9 ، غليظ شود و هم بر آن بماند و رسوب نكند . اين نشان آغاز نضج بود . و دوم آنست كه اندر بن قاروره 10 يا بر سر آب 11 يا در ميان آب رسوبي هموار و سپيد همچون ابرى پديد آيد ، نشان نضج ناقص باشد . و سوم آنست كه رسوبي سفيد و هموار و پيوسته اندر بن قاروره پديد آيد ، نشان نضج تمام باشد . و هرگاه كه نضج ناقص باشد ، بحران هم ناقص آيد . ( 1 / 131 ) و ببايد دانست كه رسوب ظاهر اندر قاروره بيمارى باشد كه فربه و آبادان سالم باشد و طعام خورد و اندر قاروره آب خشك خشك 12 اندام و لاغر بود و اندك خورش ( كم خوراك ) ، رسوب اندك باشد يا خود نباشد و ظاهر نشود . و نشاني نضج و قوت بيمارى از رنگ آب و حالهاي ديگر بايد جست و هو اعلم .